سکس خارجی با زیر نویس فارسی 1


کشیشی پیر و خسته در کلیسای قدیمی و متروک یک تنه به عبادت مشغول بود. کشیش در کلیسای متروک ناگهان صدایی از بیرون او را به خود آورد. با شتاب به سمت در رفت برای کشف چه خبر است. زیبای عریان در میان درختان یک دوشیزه برهنه و خائف در میان درختان پنهان شده بود. کشیش با دلسوزی نزدیک وی رفت. برهنه در آفتاب او با چشمان آکنده از وحشت به او نگاه کرد. نقاطی قرمز رنگ روی پوستش دیده می شد. زخم بر بدن زن مرد روحانی متوجه شد دچار تعرض شده. با عطوفت از او خواست دنبالش بیاید. کشیش و دختر جوان در کلیسا در محوطه کلیسا به او پوشش بخشید. زن جوان با شرم آن لباس ها را به تن کرد. لباس بر تن دوشیزه پس از کمی آسایش به سخن گفتن آغازید. داستانی متاثر کننده از سوء استفاده و خیانت. رازگویی زن جوان چشمانش پر از اشک و صدایش میلرزید. پدر روحانی با توجه به حرف هایش گوش داد. نگاه غمگین دختر با پریشانی صحنه هایی از ایام سپری شده در ذهنش مرور می کرد. تداعی خاطرات تلخ مرد دین برای او دعا کرد. به او گفت خداوند همیشه او را دوست دارد. کمک روحانی به دختر پیشنهادش این بود که در کلیسا آرام گیرد و بماند. دختر از روی امتنان این پیشنهاد را پذیرفت. پناه بردن به کلیسا لیکن کابوس های ایام رفته او را رها نمی کرد. او در نیمه شب بیدار شد و به بیرون رفت. دختر پریشان و تنها پیرمرد با تشویش به دنبالش رفت. وی را در وضعیتی راه رفتن در صحن کلیسا پیدا کرد. قدم زدن در محوطه کلیسا زن جوان همچنان در شوک و اما نمی توانست هم صحبتی کند. مرد دین با او سخن گفت. خیره به دوردست از او خواست به پروردگار اطمینان نماید. و زیستن نو شروع کند. زنی با سینه های بزرگ زن جوان با چشمان مملو از اشک به وی خیره شد. چنین به نظر میرسید که کمی آرام تر شده بود. زنی با صورت غمگین مرد روحانی وی را به درون کلیسا بازگرداند. جایی که توانستند تا دم سپیده با هم صحبت کنند. کشیش و دختر در کلیسا زن جوان کم کم به حیات عادی بازگشت. با کمک کشیش. دختر با لبخند او توانست بر ترس هایش غلبه کند. و گذشته را پشت سر بگذارد. شکرگزاری زن جوان کلیسا تبدیل به پناهگاهش شد. و روحانی به پدر معنویش مبدل گشت. کشیش در کلیسای قدیمی

No comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You might like